حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2286

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

خم شد ، كه زانوهاى پومپه را ببوسد ، ولى سردار رومى مانع گرديد ، دست او را گرفته بخيمه‌اش برد و پهلوى خود نشاند . بعد به او گفت : تيگران ، شما بواسطه لوكولّوس اين همه ايالات خود را گم كرده‌ايد ، سوريّه و فينيقيّه و گالاثيه و كيليكيّه و سوفن را او از شما گرفت . من تمامى ولاياتى را ، كه در زمان آمدن من به اين صفحات داشتيد ، بشما رد ميكنم ، به شرط آنكه 6 هزار تالان « 1 » بپردازيد و سوفن ( ارمنستان كوچك ) را هم بپسرتان مىدهم . تيگران بقدرى از اين حرف پومپه مشعوف گرديد ، كه وعده كرد بهر سرباز رومى نيم مين « 2 » ، بهر صاحبمنصب زير دست ده مين و بهر صاحبمنصب ارشد يك تالان « 3 » بدهد . اما تيگران جوان از اين رفتار پومپه ناراضى گشت و بسر ميز او حاضر نشده چنين گفت « من احتياجى به پومپه ندارم ، احتراماتى ، كه به من مىكند ، از آن خودش باشد ، من ميتوانم روميهاى ديگرى ، كه به من وقعى بيشتر ميگذراند بيابم » . پومپه از اين جواب در خشم شده ، امر كرد تيگران جوان را در زنجير كنند ، تا او را براى جشن فتحش « 4 » با خود بروم ببرد . پس از مدّت كمى فرهاد رسولى نزد پومپه فرستاده تيگران را به اين عنوان ، كه دامادش است ، استرداد كرد و نيز به پومپه پيغام داد ، كه فرات بايد سرحدّ دولتين روم و پارت باشد . سردار رومى جواب داد ، كه تيگران جوان پسر تيگران پير است و حق پدر نسبت بپسر بيش از حق پدرزن نسبت بداماد است . امّا راجع بسرحدّ دولتين ، تنها عدالت ميتواند معلوم دارد ، كه حدّ فتوحات من كجا بايد باشد ( در اين‌جا بايد بگوئيم ، كه اين جواب پومپه راجع بسرحدّ دولتين به نظر مؤلف غريب آمد ، زيرا او بردبارى زياد در مقابل فرهاد نشان ميداد و صلاح خود را در اين نميدانست ، كه با دولت پارت درافتد . بنابراين بمقام تحقيق برآمده ديديم ، كه راولين سن اين جواب پومپه را باستناد همان جاى كتاب پلوتارك طور ديگر نوشته ( ششمين دولت بزرگ مشرق ، صفحه 146 ) ، نويسنده مزبور گويد :

--> ( 1 ) - 33 ميليون فرنگ طلا يا 166 ميليون ريال . ( 2 ) - 92 فرنگ طلا . ( 3 ) - 5657 فرنگ طلا . ( 4 ) - Triomphe .